تبليغاتX
مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

پاسخ به یک پرسش
تاریخ پیدایی شیعه و شکل گیری آن از جمله موضوعاتی است که از دیر زمان مورد توجه دانشمندان شرق و غرب قرار گرفته است.
عده ای با هدف انتساب انفعال به شیعه ،گروهی برای یافتن حقیقت و جمعی با اندیشه ای دیگر نظریات مختلفی را در این باب مطرح کرده اند.در این بین علما و دانشمندان تاریخ نگار غربی که بنیان شناختشان از اسلام و به خصوص شیعه از طریق آثار به جامانده ازدانشمندان عثمانی و علمای مسلمان شمال آفریقا که عمدتا از اهل سنتند و نه از مجرای صحیح آن یعنی خود شیعیان بدست آمده است،دست به قلم فرسایی و ارائه فرضیاتی در این باب نموده اند که شالوده اصلی نگرش امروز اروپائیان و به طور کلی غرب به شیعیان با مطالعه همان فرضیات و نظریه پردازیها تشکیل شده است.
در یک نگاه کلی اندیشه های عناد آمیز نسبت به پیدایش شیعه که سر منشا بسیاری از کجروی ها در بازبینی شیعه است  به چهار گروه تقسیم می گردند:

اللهم عجل لولیک الفرج
دسته اول عده ای پیدایش تشیع را به ایرانیان نسبت داده اند و از اهداف انتقام جویانه آنان پس از شکست از اعراب سخن گفته اند.
دسته دوم کسانی هستند که شیعه را مولود افکار شخصی یهودی الاصل به نام ابن سبآ دانسته اند که تهمتی ناروا و هدفمند است.
دسته سوم از این افراد باز هم از ایرانیان سخن به میان آورده اند و از ازدواج امام سوم شیعیان با دختر یزدگرد سوم شهربانو گفته اند و حتی از نقش سلمان فارسی هم در این ازدواج مباحثی مطرح شده است.
دسته چهارم با اذعان به وجود شیعه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ذکر این لغت در وصف یاران امیر مومنان علیه السلام ضمن تقسیم اعراب به شمالی و جنوبی در صدد ذکر این نکته بر آمده اند که اعراب شمالی به دلیل زندگی قبیله ای وآزادانه موروثی شدن حکومت!!!!!! دربین ائمه اطهار را بر نتابیده اند واین اعراب جنوبی آنهم به دلیل داشتن حکومت!!! در یمن شیعیان را تشکیل داده و جزو ایشان شده اند.
نقد این نظریات بزودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت
از دوستان محترم خواهش مندم نظر خود را در مورد این مطلب بیان فرمایند.

                                                                                  همین

 یا حق

+ نگاشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 12:46 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


چرا در غرب ترس عامل گرایش به دین معرفی می شه؟

امروز میخوام یه مقدارمتفاوت با گذشته بنویسم.دین مقوله ایه که هرکس با توجه به نفس خودش با اون برخورد می کنه .

در پاسخ به این سوال اول باید چند نکته توضیح داده بشه :
 دین در منظر غرب همون افعییه که سالها بعنوان ابزار توسط ارباب کلیسا بهشون تحمیل شده بود
فضایی آکنده از وحشت و ترس واضطراب ،اونها وقتی در مورد دین مینویسن یا صحبت می کنن تصور شما از حرفهای ایشون بیشتر به یه اژدها شبیهه و یا یه شوالیه ترسناک تا دین ،حال اونکه دین مسیحیت اینی نیست که الان در غرب در جریانه و حتی اونی هم نبود که قبل از رنسانس در جریان بود .مسیحیت در حقیقت دینی بود که توسط افرادی سود جو تحریف شد و به عنوان ابزاری برای اعمال قدرت ارباب کلیسادر اومد .

اما چرا ؟شما نگاهی به انجیل اونها بندازید این اون کتاب آسمانی مسیح علیه السلام نیست. این کتاب یک (همونطور که خود مسیحیها هم قبول دارن ) سرگذشته از اتفاقات و حوادث پیرامون حضرت مسیح علیه السلام که توسط حوارین و شاگردان آنها نوشته شده.
خوب البته اگر همین هم درست اجرا می شد شاید اصلا الان مارتین لوتری وجود نداشت ویا دیگه حضرات جامعه شناس و روان شناس(که البته روان شناس لفظ درستی نیست طبیعت شناس درست تره)الان دین رو اینجوری مورد خطاب قرار نمی دادن .
به هر حال اونچه که جامعه شناسها تحت عنوان دین به گردونه خودشون راه نمی دن وجامعه شناسی دینی رو رد می کنن و یا با الفاظ کذایی اون رو تعریف میکنن بیشتر سنت حاکم بر غرب تا زمان رنسانس و حتی گاهی بعد از اونه تا دین که صد البته و متاسفانه جامعه شناس های مقلد شرقی هم از این حیث با اونا همخوانی دارن .

منتظر نظرات قشنگتون هستم

                                                                                                          همین

یا حق

+ نگاشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:33 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |