سلام
شکافنده علوم امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:
تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .
بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75، ص (167)
شهادت مظلومانه ایشون رو تسلیت میگم.
همین
یاحق
+ نگاشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 9:30 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
سلام حوثی ها قومی هستند که اونطور که مشخصه شیعه اند و در یمن سکنا گزیده اند و از اونچه که در اینترنت بر می آید اثنی اعشری نیستند و زیدی هستند بگذریم چند وقتی هست که این شیعیان پس از ترور رییس جمهور قبلی یمن با دولت دست نشانده یمن درگیری نظامی دارند وعربستان هم از همون اول با ادوات خودش و به تازگی با نیروهای نظامی خودش وارد این جنگ نابرابر شده . نکته حائز اهمیت در این بین جوسازی رسانه ای شبکه ها و رسانه های عربی وابسته به طبف بندر بن سلطان در عربستان علیه ایران هست .رسانه هایی مثل الشرق الاوسط و الکفاح العربی و شبکه هایی مثل العربیه است. تحلیل بنده یا شایدم نتیجه گیری بنده اینه که مطمئنا ایران با توجه به سیاست همگرایی خودش نه در یمن و در هیچ کشوری به صورت علنی نقش آلترناتیو رو بازی نمی کنه و حتی چندی پیش هم از فرستادن وزیر امور خارجه به یمن منصرف شد. اما سوال اینه که پس این جو سازی چیه؟ این جو سازی رو بهش سیاست جلوگیری قبل از عمل میگن به این معنا که وهابی های افراطی که بدنه ارتش عربستان و رسانه مذکور رو در دست دارند از ترس (بخوانید از وحشت) کمک و حضور نظامی مغزهای متفکر عملیاتی ایرانی و لبنانی در یمن می خوان ایران رو از چنین کاری که یواش یواش داره به یه جور مانیفست تبدیل میشه باز بدارن به قول پدرم اینم حرفیه همین یا حق
+ نگاشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 8:34 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
سلام
سیزده آبان رو نمی شناسم
چون به نظرم شناختش نیاز به تورق ۵۵ جلد اسناد لانه جاسوسی داره
اما تبریک میگم اونم در حد شناختم
پس
روز برهمزدن چارچوب دیپلماسی غرب مبارک
.jpg)
همین
یاحق
+ نگاشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:36 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
سلام
می گن اگه انسان از تاریخ عبرت نگیره ، خود به جمع عبرت های تاریخ خواهد پیوست چند روز پیش و توی نمایشگاه مطبوعات اتفاقی افتاد که همین رو نشون داد پ.ن ۱: این وسط لباس شخصی هایی که اسلحه به دست و انگشت روی ماشه میون جمعیت هیچ کاری از دستشون بر نمی اومد معلوم شد که بسیجی نبودن. پ. ن ۲ : حالا که غضنفر اصلاحات!!پیش مرگ دو یار غار امروزش شده ، باید دید این دو نفر ازین تست اجتماعی چه نتیجه ای گرفتن و چه برنامه ای دارن ، اما من فکر می کنم این حرکت خود جوش مردمی کاملا نقشه ها رو بر آب کرده باشه پ . ن ۳: توی قم ساکن و باشی و رسانه داشته باشی و بدونی دین و دنیا دست ائمه و خاندان پاکشه و از حضرت معصومه ننویسی ! امیدوارم منو ببخشه ؛ ما که این همه پررو هستیم خدمت می رسیم و معذرت می خوایم همین یا حق
+ نگاشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:6 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
سلام راستش می خواستم از این چهار تا مدرک پاره خودمون یه استفاده ای بکنم و به قولی در مورد کودک بنویسم اما دیدم هرچی بنویسم و هی داخلش زیگموند زیگموند هم بکنم به یه کلمه از این حدیث حضرت رسول نمی ارزه . حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماین : فرزندان خودتان را با آداب و رسوم خودتان بزرگ نکنید زیرا که ایشان برای زمانه ای غیر از زمانه شما آفریده شده اند. همین یا حق
+ نگاشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:53 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
در راه به چه می اندیشیدی؟
شب را مهمان من بود.
هنگام افطار سه لقمه خورد و سپس تا طلوع فجر را به عبادت پرداخت.گاهی به آسمان می نگریست و ستارگان را از نظر می گذراند و کلمه استرجا را زمزمه می کرد.
بالاخره این شب به پایان رسید و هنگامه نماز شد و پدرم عزم خروج از خانه کرد.
چند مرغابی که هر شب در آشیانه خود می خفتند در حالی که بالهای خود را به این سو و آن سو می افشاندند؛ راه را بر پدر می بستند. گویی دلیل بی قراری اش را می دانند.
%20of%20ALI_01.jpg)
فرمود: این مرغها آواز می دهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله ها بلند خواهد شد.
گفتم : تنها نروید.
فرمود: اگر بلایی زمینی باشد خود به تنهایی بر رفع آن قادرم و اگر قضایی آسمانی باشد باید که جاری گردد.
و پس از آن رو به مسجد نهاد.
با خود گفتم : او در راه به چه می اندیشد؟
بقیه مطلب رو در ادامه مطلب بخونید و ضمنا من رو از دعای خیرتون در این شبها بی نصیب نذارید( خواهش برادر کوچکتون رو بپذیرید )
همین
+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:12 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
در دعایی كه این روزها میخوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذكر میكند: یكی تفضیل و تعظیم روزها و شبهای این ماه است بر روزها و شبهای ماههای دیگر، یكی وجوب روزه در این ماه است، یكی نزول قرآن در این ماه است و یكی هم وجود لیلةالقدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلةالقدر را عدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده میكنیم.

بنابراین قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و كاری كرد كه انشاءالله قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای كشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان كه شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند.
فرمایشاتی از مقام معظم رهبری مد ظله العالی
همین
یا حق
+ نگاشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:3 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
حسن بن علی بن ابیطالب با معاویه بن ابی سفیان صلح کرد که حسن متعرض معاویه نگردد به شرط آنکه او در میان مردم به کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و خلفای شایسته عمل کند به شرط آنکه پس از خود هیچکس را برای امر خلافت تعیین ننماید و مردم مسلمان، خود با شورا خلیفه تعیین کنند؛ و شرط کرد که مردم در هر کجای عالم که باشند از شام و عراق و حجاز و یمن از شر او ایمن باشند و جان و مال و زنان و اولاد شیعیان علی بن ابیطالب از معاویه در امام بماند. و نیز بر معاویه شرط شد که برای حسن بن علی و برادرش حسین و سایر اهل بیت و خویشان رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم مکری نیندیشد و آشکار و پنهان ضرری به ایشان نرساند و هیچکس از ایشان را در هیچ کجای زمین نترساند؛ و شرط شد که دیگر علی را در قنوت نماز لعن نکنند چنانکه تاکنون میکردند. خدا و رسولش بر این صلحنامه گواه گرفته شدند و عبدالله بن الحارث و عمرو بن ابی سلمه و عبدالله بن عامر و عبدالرحمن بن سمره بر آن شهادت دادند.
حسن جان ای کریم اهل بیت در این لحظات سرور هم آمیختگی میهمانی خدا و ولادت تو ما را نزد پروردگار عالمیان شفاعت نما. آمین یا حق
+ نگاشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 1:49 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
«این نخوردن ؛ تومنی سنار و سه شاهی با گرسنگی های دیگه توفیق داره .من هر وقت جایی کارم گیر می افته ، خدا رو یاد همین روزا می اندازم ،زودی کارم درست میشه.»

نگران نشین این جمله از من نبود ! اما کسی که اونرو گفت ، خوب یادم انداخت که کسانی که به ظاهر هیچ صنمی با خدا و پیغمبرش ندارند ؛ چقدر می تونن از ماها که هزار تا اِهنُّ و تُُلُپُّ و ادعای خدا پرستی و دینداری داریم به اوستا کریم نزدیکتر باشند.
همین
راستی سلام
+ نگاشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:53 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
تا فراموش نکردم سلام نمی دونم چرا این روزها خیلی به یاد ایام آزاد سازی خرمشهر می افتم. شاید بخاطر شباهت زیاد ماجراهای شکل گرفته و نگرفته این روزها با اون ایامه. اون روزها توی خرمشهر فقط بوی باروت بود و گوشت سوخته ؛مغزهای متفکر جنگ در جبهه دشمن که از قضا یکیشون هم عراقی نبود حتی یک لحظه هم فکر نمی کردند ، پروژه هایی که در چندین و چند جنگ ،اونهم در نبرد با ارتشهای تا دندان مسلح در جنگ جهانی دوم و بعد از اون سربلند بیرون اومده بود ،حالا جلوی چهار تا پابرهنه و یه پیرمردجواب نده! اما وقتی خرمشهر آزاد شدو بهتر بگم خداوند برش گردوند؛دو تا "چیز"بود که یکیش خیلی خیلی منو متعجب ودیگری منومتاثر کرد. اولی این بود که همه سردمدارای اون موقع دنیا ،انگار که یه مشت فلفل قورت داده باشند ،یه دفعه با هم شروع کردن به نطقهای سیاسی وخط و نشون کشیدن و تحت فشار گذاشتن ایران و جالبتر اینکه یه مدت بعد همون ها با همون سرعت، شروع کردند به فرستادن سران کشورهای مثلا دوست به عنوان گسیل و نماینده و پیک !با این عنوان که جنگ بده ، جنگ "اخ" هست ،جنگ جیزه وبیایید تمومش کنیم والی آخر . دومی هم جای خالی "ممد بود(شهید محمد جهان آرا) این احساس اونقدرروی من تاثیر گذاشت که نکته اول رو از یاد بردم. این روزها توی خیابونای تهران توپ و تانک نیست ،اما دشمن هست (بد فکر نکنید تا آخر بخونید)؛دشمنی با چهره ای دیگرگون ولی با همان ذهنیت ها . او هنوز هم خیال می کنه که پروژه ای که دربین مردم چند کشوربا عرض معذرت گرسنه و تازه از زیر گرده سوسیالیسم رها شده برگزار شده و به کمک چند ده میلیون دلار و چند موضع گیری رسمی و غیر رسمی غرب به نتایج دلخواه رسیده ،می تونه در کشوری چون ایران با مردمی ریشه دار با عقایدی ضد فرهنگ غرب و با روحیه ای برگرفته از راه سیدالشهدا همان برنامه رو با کمی پیاز داغ بیشتر برگزار کنه. این روزها در خیابان های تهران بوی باروت نمی اید اما بوی خیانت می آید ،بوی ساده لوحی و بوی کوفه.... و من دوباره دلم برای "ممد" تنگ شده همین یا حق
+ نگاشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:48 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
درجواب کامنت پست قبل و تحلیلی دیگر دوست من ندانسته نباید سخن گفت و آنهم با این اصرار اول گفتی و گفتندرنگ سبز را صدا و سیما به ائمه نسبت داده است!در مورد رنگ سبز در روایات آمده که رنگ سبز نشان ائمه بوده و در مقابل رنگ سیاه که نشان بنی عباس بوده بکار می رفته است پس ندانسته ریشه را د رصدا و سیما ندانیم! دوم گفتی و گفتندرییس جمهور دروغ گفت آنهم به اندازه جهان. دوست من،تو معنای یک جهان دروغ را میدانی؟ اگر می دانی لیست صد دروغ وی را بر من بازگو و بدان که من نود سیاسی را دیده ام و می دانم که این فیلم دیگرگون نشان دادن واقعیت است .ضمن اینکه اگر فرد سازنده فیلم مذکور خیر خواهی داشت قدری زودتر این را به مردم نمایان می نمود!!! سوم گفتی و گفتند۱۷نقد وتحلیل از آقای موسوی عنوان شده مثل اینکه شما متوجه نشدید که برنامه ریزی کلان یک جامعه با نقد افراد و برنامه های دیگران متفاوت است و هنوز نخواندی که نوشتم برنامه های دقیقه نود خود را از روی متن برای ملت می خواند ! این نشانه چیست؟ آیا نشانه این نیست که این برنامه ها نوشته خود او نیست؟! چهارم گفتی و گفتندنمی گویند در کوی دانشگاه شهید داده ایم اینکه به تو نمی گویند که در کوی دانشگاه دستگاه های جاسوسی یافته اند به همان دلیل است که نمی گویند کسی شهید! شده است. پنجم گفتند شهادت حضرت زهرا رحلت است!من می دانم تفاوت رحلت و شهادت چیست اما گوشه ای از این تفاوت این است که بخاطر چند صد هزار رای دست خونین دو مغصوب آل علی را بشوییم و برایش سلام و صلوات نثار کنیم .آیا می دانی یکی از شرایط شیعه بودن اعلام برائت از دشمنان آل رسول است؟ اگر می دانی من و تو را چه شده بخاطر موجی زود گذر دست از زهرای اطهر می شوییم و ......بگذریم. ششم آقای موسوی چندی پس از آمدنش و تا روز رای گیری و پس از آن خود را مسوول صیانت از آرای مردم می دانست! از تو می پرسم؛ چرا؟ چرا درحالی که مردم تهران هنوز رای های خود را به صندوق می انداختند، رسانه های خارجی و داخلی را جمع کرد و خود را رییس جمهور خواند؟این بلحاظ قانونی و حقوقی بدان معناست که بگوید من همه آرا شمرده ام و رییس جمهور من هستم!آیا اینگونه است یا فشار اعوان و انصار جدید ایشان موجبات چنین حرکتی را فراهم آورد؟ هفتم گفتی و گفتندتمام کائنات جلوی او قد علم کردند ! دوست من خودمان را گول نزنیم تمامی تحلیل های ژورنالیستی بی بی سی فارسی قبل و بعد از انتخابات وصدای آمریکا بعد از انتخابت و تمام لشکر زر و زور و تزویر (همان که مردم در کوچه و خیابان به او لعنت می فرستند و همان که بخاطر خوردن و بردنش من طلبه را به حیف و میل بیت المال متهم می سازند) پشت سر او بودند حتی او در محضر ملت بر سر مجری مناظره فریاد گشید که سه برابر من به احمدی نژاد وقت بدهید ومن جلوی ملت ایران و حاج آقای کروبی می گویم سه برابر من به او وقت بدهید و بعد از آن همین موضوع را جرزنی سیاسی دانست! تو خیال می کنی مردم ما نمی فهمند هشتم گفتی از چه ناراحتی من بشخصه از کسی ناراحت نیستم و همه "چیز"را به خداواگذار نمده ام ، اما سرک کشیدن ها را میبینم مخصوصا چون یکی از امورات بنده در مورد خبر است خبرهایی به دستم میرسد که .......باز هم بگذریم. نهم عجبا که تو نیز شانتاژ را خوب بلدی نامه من به یک روسپی چه ربطی به انتخابات ریاست جمهوری دارد شاید همان ارتباطی که آقای موسوی به لرستان و آذربایجان دارد! راست می گفت افلاطون ایراد دموکراسی همین است سوار کردن مردم بر موجی از احساس دوست من ،من و تو ایرانی هستیم ،من هیچ توهینی به تو نکردم و امید که توهینی نیز از جانب تو و دوستانت نبینم هرچند که به این وبلاگ هم رحم نکردند و دست به هک آن زدند. همین یا حق


دوست من می دانی چگونه با رای تمام مردم آتن به سقراط شوکران نوشاندند؟
+ نگاشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:28 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
وقتی آمد ، خوشحال شدم. وقتی هم که خود را پیرو خط امام خواند به یاد گذشته افتادم اما .... وقتی رنگی مقدس را بازیچه دست دور و بریهای خود کرد ، تاسف خوردم. وقتی تا چند روز مانده به انتخابات هیچ برنامه ای ارائه نداد و همان برنامه را هم از رو برای مردم خواند با خود گفتم مثل این که هنوز هم قائل به اداره هیاتی است. وقتی شهادت بانوی دو عالم را رحلت خواند ، اخم کردم. وقتی در مناظره با یک تشر عنان از کف داد ،یقین کردم این آدم به درد ریاست جمهور ملت نمی خورد. وقتی در حضور حاضر از غایب گفت ، مشاهده نمودم که چگونه همچون طبلی توخالی (به قول سایت آفتاب) حریف را ضربه فنی شده می بیند. وقتی هم نوا با بعضی از هر سه کلمه حرفش یک کلمه در مورد تقلب و صیانت از آرا بود،شک کردم. وقتی کسانی را که پشت سر او پنهان شده بودند و هر از گاهی سرک می کشیدند را دیدم ، به فکر فرو رفتم. وقتی دست به دست همسرش در انظار راه می رفت و از کپی سیاه و سفید مدرک دکترای بدون کارشناسی ارشد همسرش غیرتی می شد ، بر این دو گانگی تامل کردم. وقتی به دروغ هر آنچه آمار بود را دیگرگون به منظر نظر ملت نهاد !راستش تعجب کردم. وقتی قبل از شمارش آرا و در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی خود را پیروز انتخابات!!! خواند،از نحلیل این عمل او ترسیدم. وقتی بدون توجه به اینکه شمارندگان تمامی صندوقها مردمند و از بین کسبه و اهالی محل انتخاب می شوند و همینطور اینکه در پای هر صندوق رائی ناظری داشت ،نتیجه را مخدوش خواند ؛ حقیقتا متاثر شدم. وقتی با دیدن چند هزار اوباش به خود غره شد و نه اخلاق که همه چیز را واگذار نمود و به گذشته خود و انتخاب مردم پشت نمود ، دیدم که چگونه بر موجی سوارش نموده اند. لیکن زمانی که به جای استفاده از حق قانونی اعتراض ، برای مراجع نامه نوشت و از همه بدتر برای نظامی که سنگش را به سینه می زند خط و نشان کشید ؛ از بازی چرخ روزگار و تغییر و تحمیق افراد خنده ام گرفت. همین یا حق
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 8:7 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
بیرون مدینه ام یازده سال از زمانی که محمد با قدوم خود این شهر را متبرک کرد ، می گذرد. دستی به گندم ها می کشم . دیگر حوصله بازی با باد را ندارند. به شهر خیره می شوم . شهر هم گرفته است .می توان از همین فاصله حال و هوای مردمانش را دریافت .وارد مدینه که می شوم نیرویی مرا به سمت یک خانه می کشاند.خانه علی و فاطمه . دو نور دیده محمد اینک دو کبوتر زخم خورده اند. علی زخمی از جای طناب بر دست دارد و فاطمه زخمی از میخ بر پ....... اما آنچه این دو را می آزارد نه زخم جسم که زخم دل است و اینکه می بینند نمایندگان شیطان چگونه سالیان سال خیل عظیمی را به خطا رهنمون می شوند. وارد خانه می شوم. فاطمه را می بینم . سلامی می کنم ، پایش را می بوسم و گوشه ای از اتاق کز می کنم . یاس باغچه محمد به سختی حرکت می کند.او اکنون محرمی جز علی ومزار پدرش ندارد. بچه ها به سمت در خانه می دوند !پدر آمده. علی بر بالین فاطمه می رود . دخت نبی کلماتی را به همسرش می گوید.سخن از غسل و کفن است. آسمان کبود است فاطمه آب می طلبد،غسل می کند ،جامه ای نو می پوشدو پارچه ای سفید بر روی خود می کشد؛با آنهمه درد چه لبخندی می زنی؟نکند به دیدار پدر می شتابی؟ ........................... مردم پشت در خانه علی جمع شده اند .به آنها می گویند تشییع به تاخیر افتاده است. شب هنگام علی به دور از چشم دژخیم ،همسرش راغسل می کند .نمی دانم وقتی کبودی ها را دید چه کرد اما غسل داد و کفن کرد. او،فرزندانش و چند صحابه راستین رسول خدا ،در میان اشک های فرزندان، فاطمه را دفن نمودند. بعد از مراسم به دنبال علی گشتم تا به او عرض تسلیت کنم .اما نیافتمش! نمی دانم ،شاید چاه های مدینه هم همراز حجت خدا بوده اند. همین یا حق 
+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:3 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال عید نوروز بر همه شما مبارک همین یا حق
+ نگاشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |