باز هم سلام در ادامه استقبال شما عزیزان از مطلب دین و سیاست قسمت دوم مطلب رو که البته همون موقع نوشته بودم براتون می ذارم امیدوارم با نظرات دلگرم کننده خودتون منو برای هرچه بیشتر فعالتر کردن این بلاگ تشویق کنید. علم بشری و علم الاهی شاید روی کاغذ با هم برابر باشند وبه نظر همگن بیان، اما واقعیت اینه که ایندو در طول همند نه در عرض هم بنا براین سنجیدن علم خداوند با علم ناقص خودمون، کاریه که مارو به اشتباه میندازه. خدا بشر رو آفرید ، خلق کرد و به او جان داد، برنامه ذهنی و محدوده تراوشات فکری اش رو ترتیب داد و اجازه داد تا زمین و آنچه درو هست و آسمان و آنچه درو هست رو بشناسه؛ در ذره ها تعمق کنه و کرات رو دورادور در نظاره خودش ببینه تا بلکه در انتخاب راهش اشتباه نکنه. اما همو بود که گفت بشر در یافتن سعادت خودش بدون کمک خالقش ره به جایی نمی بره و همین باعث شد تا دستورات خودش رو با عنوانی به نام دین توسط پیام آورانی پاک سرشت به مردم ابلاغ کنه. هر چقدر زمان سپری می شد دین جامع تری رو به او عرضه می کرد تا جایی که دیگه بشر تاب وتوان نگه داری و دست نخورده نگه داشتن دین الاهی رو پیدا کرده بود .او بالغ شده بود .در اینجا خداوند اسلام رو به او عرضه کرد اونهم در جایی که جاهلترین مردم روی زمین میراث دار بهترین و کاملترین زبان بودند ....عربی. زیاد تو خاکی نزنم کوتاه اینکه همیناییکه خوندی. یاعلی
+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 0:26 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
سلام وقتی که پست قبلی رو می نوشتم فکر نمی کردم که مساله دین و علم بشر یا همون علم الاهی و علوم بشری تا این حد جنجالی بشه؛ به خاطر همین و با توجه به این که چندین صفحه در همین خصوص و در جواب رفقا توی نظر خواهی شون نوشتم همین مطلب رو منسجم تر براتون می نویسم.امید که نظرات انتقادی شما زمینه رو برای تطهیر و ورزیدگی هرچه بیشتر ذهن من آماده تر کنه. علم دو معنا داره : اول علم به معنای دانستن یک چیز مثلا شما می دونید که خیابونی به نام کنگره در واشنگتن وجود داره. دوم علم به معنای دارا بودن (که شاید نامگذاری خوبی نباشه)فرض کنید کسی روباتی رو می سازه .او تمام برنامه ریزیهای این روبات رو خودش انجام داده و محدوده هوشی اونو خودش براش تعریف کرده . این روبات هر چقدر هم هوشمند باشه نمی تونه (البته ازاین فیلمها بیایید بیرون )وقتی کسی که او رو طراحی کرده عنوان می کنه که او قابلیت انجام و یا سازماندهی فلان مورد رو نداره، پاشو از اون محدوده فراتر بذاره ؟اگر هم بذاره باز هم به اشتباه محاسباتی مخترع برمیگرده که انسانه و علمش ازعلوم بشریه. علوم بشری از این جهت که مبدعان اونها قابلیت برنامه ربزی صحیح در بعضی موارد رو ندارند و در بقیه موارد هم همیشه ناقصند هیچگاه نمی تونند یک تکیه گاه مطمئن برای تکیه باشند چون از خواص پیشرفت علم فرو ریختن دیوار قبلی علمه. دالتون کاشف نظریه "اتم قابل تجزیه نیست"چند ماه بعد ازدفاع سرسختانه خودش در مورد نظریه اش به همون نظره می خندید چون اشتباه بودنش محرز شده بود . کارل مارکس اگه الان زنده بود هیچ وقت اون حرفای پر طمطراقشو تکرار نمیکرد . شراب قرمزش رو بر می داشت و در سوگ گمراه کردن این همه انسان که راه خودشونو راه او می دونستن ابلهانه مست می خورد و عرق می کرد . اما خدا هم خالق و برنامه ریزی کننده ماست و هم ساحتش ازاشتباه به دوره ،به عبارتی علم او با علم ما در طول هم اند نه در عرض هم ،حتی اگه روی کاغذ هر دوشونو به فارسی "علم " بنویسیم. زیاد طولش ندم منتظر پست های بعدی من باشید و تا اون موقع می خوام رس این مطلبو بکشید.
+ نگاشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 9:35 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |