تبليغاتX
مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

مختصر کده یک طلبه

 

تنها یک چیز فهمیدم

نزدیک مدینه ام .

به اطراف می نگرم ، گیاهان کشتزارهای اطراف مدینه چه زیبا با باد هم آغوشی می کنند .آسمان چه پر نقش و نگار شده ! امشب مدینه را بهاری دیگر است .چه شور و شعفی ازین شهر بر می خیزد.

دیگر وارد مدینه شده ام .عجیب است امشب سریر شهر پیامبر را سرور دیگری است .کوچه هایش گونه ای دیگرند .مردم گویی می خواهند از شدت شور کالبد رها سازند .اما این چه صدای ناله ای است در میان اینهمه شادی ؟ گویا ابلیس ناله ای دیگر بر کشیده است.

می پرسم:

- برادر ؛ امشب چه خبر است؟

- نمی دانی؟!امشب عروسی زهرا سلام الله علیها و علی علیه السلام است.

اللهم عجل لولیک الفرج

من هم به طرف خانه رسول خدا راه کج میکنم .چرا کج، راهم را راست می کنم؛ در راه با خود می اندیشم: خدایا تو چقدر مرا دوست داری ؛ نزدیک بود چه شبی را از دست بدهم ؛ عجب شبی است امشب ! پیوندی که در آسمان شکل گرفته و در زمین بسته می شود.امشب زهرا سلام الله علیها به خانه ای پا می گذارد که خداوند بن مایه هدایت بشریت را از همین مکان و اهل همین خانه سرچشمه خواهد گرفت .

به خانه پیامبر که می رسم ازدحام تنها چیزی است که ابتدا خود نمایی می کند! مردم تازه مسلمان مدینه النبی به شعف پیامبرشان مشعوفند .چه شور و شوقی!

زهرا کجاست ؟آنجاست ؛ زنی دارد چیزی در گوشش زمزمه می کند؛ بگذار ببینم ناگاه دختر پیامبر به خانه باز می گردد!جمعیت ساکت می شوند؛چه شده؟

نزدیکتر می روم و به آن زن می گویم:چه گفتی ؟


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 8:31 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سلام

حوثی ها قومی هستند که اونطور که مشخصه شیعه اند و در یمن سکنا گزیده اند و از اونچه که در اینترنت بر می آید اثنی اعشری نیستند و زیدی هستند

بگذریم

چند وقتی هست که این شیعیان پس از ترور رییس جمهور قبلی یمن با دولت دست نشانده یمن درگیری نظامی دارند وعربستان هم از همون اول با ادوات خودش و به تازگی با نیروهای نظامی خودش وارد این جنگ نابرابر شده .

نکته حائز اهمیت در این بین جوسازی رسانه ای شبکه ها و رسانه های عربی وابسته به طبف بندر بن سلطان در عربستان علیه ایران هست .رسانه هایی مثل الشرق الاوسط و الکفاح العربی و شبکه هایی مثل العربیه است.

تحلیل بنده یا شایدم نتیجه گیری بنده اینه که مطمئنا ایران با توجه به سیاست همگرایی خودش نه در یمن و در هیچ کشوری به صورت علنی نقش آلترناتیو رو بازی نمی کنه و حتی چندی پیش هم از فرستادن وزیر امور خارجه به یمن منصرف شد.

اما سوال اینه که پس این جو سازی چیه؟ این جو سازی رو بهش سیاست جلوگیری قبل از عمل میگن به این معنا که وهابی های افراطی که بدنه ارتش عربستان و رسانه مذکور رو در دست دارند از ترس (بخوانید از وحشت) کمک و حضور نظامی مغزهای متفکر عملیاتی ایرانی و لبنانی در یمن می خوان ایران رو از چنین کاری که یواش یواش داره به یه جور مانیفست تبدیل میشه باز بدارن

به قول پدرم اینم حرفیه

همین

یا حق

+ نگاشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 8:34 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


 

سلام

سیزده آبان رو نمی شناسم

چون به نظرم شناختش نیاز به تورق ۵۵ جلد اسناد لانه جاسوسی داره

اما تبریک میگم اونم در حد شناختم

پس

روز برهمزدن چارچوب دیپلماسی غرب مبارک

اللهم عجل لولیک الفرج

 

همین

یاحق

+ نگاشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:36 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سلام

می گن اگه انسان از تاریخ عبرت نگیره ، خود به جمع عبرت های تاریخ خواهد پیوست

چند روز پیش و توی نمایشگاه مطبوعات اتفاقی افتاد که همین رو نشون داد

پ.ن ۱: این وسط لباس شخصی هایی که اسلحه به دست و انگشت روی ماشه میون جمعیت هیچ کاری از دستشون بر نمی اومد معلوم شد که بسیجی نبودن.

پ. ن ۲ : حالا که غضنفر اصلاحات!!پیش مرگ دو یار غار امروزش شده ، باید دید این دو نفر ازین تست اجتماعی چه نتیجه ای گرفتن و چه برنامه ای دارن ، اما من فکر می کنم این حرکت خود جوش مردمی کاملا نقشه ها رو بر آب کرده باشه

پ . ن ۳: توی قم ساکن و باشی و رسانه داشته باشی و بدونی دین و دنیا دست ائمه و خاندان پاکشه و از حضرت معصومه ننویسی ! امیدوارم منو ببخشه ؛ ما که این همه پررو هستیم خدمت می رسیم و معذرت می خوایم

همین

یا حق

+ نگاشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:6 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


گاهی اوقات گاهی نوشته ها  عقل رو می کشونه اونجایی که دلت هم نمی خواد اما توی همین گاهی اوقات که دست تو نیست عقل و دلت دست به دست هم کجا میرن سرنوشت زندگی آدما تعیین میشه .

نگاه من به خیلی چیزا اونم توی سال 77 با همین یه پاراگراف عوض شد .

خواهش می کنم این متن رو دوبار بخونید:

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

تألیفات‌ جامعه‌شناسان، متألهان، متکلمان‌ و حقوقدانان‌ و فیلسوفان‌ سیاسی‌ غرب، در اینجا(شرق) بدل‌ به‌ متون‌ مقدس‌ شده‌اند. بسیاری‌ از رجال‌ ما و محافل‌ آکادمیک‌ شرق، فکرکردن‌ را کنار گذارده‌اند. زیرا ترجمه‌ (اغلب‌ با ارجاع‌ و در سایر موارد، بدون‌ رفرنس)، ما را از زحمت‌ تفکر، راحت‌ کرده‌ است. "تحجر جدید"، همانا "تجدد" است‌ که‌ به‌ اندازة‌ تحجر قدیم‌ یا بیشتر، راه‌ "اجتهاد"(اجتهاد به معنای وسیع و در تمامی علوم انسانی) را سد‌ کرده‌است. اگر تحجر قدیم، راه‌ را بر "اجتهاد" نمی‌بست، تجدد، میدان‌ نمی‌یافت. و امروز که‌ میدان‌ یافته، تفکر انتقادی‌ و "اجتهاد در برابر غرب"، کاری‌ بس‌ خطرناک‌ و در معرض‌ توهین‌ و فشار می‌باشد.

پ.ن۱:اگه لازم شد عرض می کنم که چرا این متن رو نوشتم .

پ.ن۲:این عکس معناش اینه که هر دوی اینها بده هم افراط در سنت و هم افراط در تجدد من نمی دونم عکس گذاشتم یا مطلب نوشتم

پ.ن۳: منظور از افراط در سنت به صورت مصداقی در این عکس پوشیه هست لطفا اول فکر کنید بعد تصمیم به ف....

همین

یا حق

 

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 10:38 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


چيزي كه امروز در جامعه نياز است و بايد در حوزه‌ها، پايه‌هاي آن گذاشته شود، عمق بخشيدن به تفكر اسلامي در ذهن مردم است.
 
 
 

 

پ.ن ۱:.این فرمایش از مقام معظم رهبری بود

پ.ن۲:یادمون باشه که حوزه مسوول پایه هاست نه تنه و شاخ و برگ!

پ.ن۳:در معنای عمق بخشیدن کتاب ها سخن نهفته است

 

 

 

همین

 

یاحق

+ نگاشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:5 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سلام

راستش می خواستم از این چهار تا مدرک پاره خودمون یه استفاده ای بکنم و به قولی در مورد کودک بنویسم اما دیدم هرچی بنویسم و هی داخلش زیگموند زیگموند هم بکنم به یه کلمه از این حدیث حضرت رسول نمی ارزه .

 

اللهم عجل لولیک الفرج

حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماین : فرزندان خودتان را با آداب و رسوم خودتان بزرگ نکنید زیرا که ایشان برای زمانه ای غیر از زمانه شما آفریده شده اند.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:53 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


 

سلام

خداوند خطاب به حضرت داوود (ع) فرموده است «عالم شیفته دنیا را واسطه بین من و خود قرار نده زیرا اینان راهزنانی هستند که فاصله بین من و بندگان را زیادتر می کنند، اولین عذاب این گروه از علماء این است که شیرینی مناجات کردن با خود را از آنان می گیرم.»

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

همین

یا حق

 

+ نگاشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 1:35 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


  در راه به چه می اندیشیدی؟

 

شب را مهمان من بود.

هنگام افطار سه لقمه خورد و سپس تا طلوع فجر را به عبادت پرداخت.گاهی به آسمان می نگریست و ستارگان را از نظر می گذراند و کلمه استرجا را زمزمه می کرد.

بالاخره این شب به پایان رسید و هنگامه نماز شد و پدرم عزم خروج از خانه کرد.

چند مرغابی که هر شب در آشیانه خود می خفتند در حالی که بالهای خود را به این سو و آن سو می افشاندند؛ راه را بر پدر می بستند. گویی دلیل بی قراری اش را می دانند.

 

 

فرمود: این مرغها آواز می دهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله ها بلند خواهد شد.

گفتم : تنها نروید.

فرمود: اگر بلایی زمینی باشد خود به تنهایی بر رفع آن قادرم و اگر قضایی آسمانی باشد باید که جاری گردد.

و پس از آن رو به مسجد نهاد.

 

با خود گفتم :  او در راه به چه می اندیشد؟

                         

بقیه مطلب رو در ادامه مطلب بخونید و ضمنا من رو از دعای خیرتون در این شبها بی نصیب نذارید( خواهش برادر کوچکتون رو بپذیرید )

 

                                                                                                          همین


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:12 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


در دعایی كه این روزها می‌خوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذكر می‌كند: یكی تفضیل و تعظیم روزها و شب‌های این ماه است بر روزها و شب‌های ماه‌های دیگر، یكی وجوب روزه در این ماه است، یكی نزول قرآن در این ماه است و یكی هم وجود لیلة‌القدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلة‌القدر را عدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده می‌كنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بنابراین قدر لیلة‌القدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و كاری كرد كه ان‌شاءالله قلم تقدیر الهی در شب‌های قدر برای كشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان كه شایسته‌ مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند.

فرمایشاتی از مقام معظم رهبری مد ظله العالی

همین

یا حق

+ نگاشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:3 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


حسن بن علی بن ابیطالب با معاویه بن ابی سفیان صلح کرد که حسن متعرض معاویه نگردد به شرط آنکه او در میان مردم به کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و خلفای شایسته عمل کند به شرط آنکه پس از خود هیچکس را برای امر خلافت تعیین ننماید و مردم مسلمان، خود با شورا خلیفه تعیین کنند؛ و شرط کرد که مردم در هر کجای عالم که باشند از شام و عراق و حجاز و یمن از شر او ایمن باشند و جان و مال و زنان و اولاد شیعیان علی بن ابیطالب از معاویه در امام بماند. و نیز بر معاویه شرط شد که برای حسن بن علی و برادرش حسین و سایر اهل بیت و خویشان رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم مکری نیندیشد و آشکار و پنهان ضرری به ایشان نرساند و هیچ‌کس از ایشان را در هیچ کجای زمین نترساند؛ و شرط شد که دیگر علی را در قنوت نماز لعن نکنند چنان‌که تاکنون می‌کردند. خدا و رسولش بر این صلح‌نامه گواه گرفته شدند و عبدالله بن الحارث و عمرو بن ابی سلمه و عبدالله بن عامر و عبدالرحمن بن سمره بر آن شهادت دادند.

اللهم عجل لولیک الفرج

حسن جان ای کریم اهل بیت در این لحظات سرور هم آمیختگی میهمانی خدا و ولادت تو ما را نزد پروردگار عالمیان شفاعت نما.

آمین

یا حق

+ نگاشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 1:49 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


«این نخوردن ؛ تومنی سنار و سه شاهی با گرسنگی های دیگه توفیق داره .من هر وقت جایی کارم گیر می افته ، خدا رو یاد همین روزا می اندازم ،زودی کارم درست میشه.»

اللهم عجل لولیک الفرج

نگران نشین این جمله از من نبود ! اما کسی که اونرو گفت ، خوب یادم انداخت که کسانی که به ظاهر هیچ صنمی با خدا و پیغمبرش ندارند ؛ چقدر می تونن از ماها که هزار تا اِهنُّ و تُُلُپُّ و ادعای خدا پرستی و دینداری داریم به اوستا کریم نزدیکتر باشند.

همین

راستی سلام

+ نگاشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:53 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


سلام

میلاد سه نور تمام نشدنی سالار شهیدان امام حسین ،ساقی سرمستان اباالفضل العباس و اسوه عبادت کنندگان علی بن الحسین علیهم السلام رو تهنیت عرض می کنم.

این دست نوشته برای زمانیه که نمی دونی ساعت یک و ده دقیقه است یا دو و پنج دقیقه.

زمانی که خواب چشماتو پر کرده اما فکرنمی ذاره پلکات روی واقعیت بسته بشه و برای چند لحظه هم که شده یادت بره دور و برت چه خبره.

وقتی که بیشتر از همیشه بار این امانت الاهی روی دوشت سنگینی می کنه و بهتر از همیشه متوجه میشی که چرا کوه با اون عظمتش زیر این فشار لحظه ای دوام نیاورد.

موقعی که از ته دلت دوست داشتی در زمونه ای زتدگی می کردی که امام زمانت غایب نبود و همین الان زار و زندگیت رو ول می کردی و شال و کلاه کرده می رفتی دم درش و اونقدر می نشستی تا بگه بیا داخل و تو این چند روز عمر رو هم همونجا می موندی ؛ اما نه حکمت خدا از عقل ناقص من .......

اللهم عجل لولیک الفرج

 

حالا این همه کلمه رو سر هم کردم که چی بگم.

خواستم بگم  .................... بگم

اللهم عجل لولیک الفرج

همین

یا حق

+ نگاشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 8:12 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


 

بهترین ابزار

سلام

امام موسی کاظم نقل می کنند که امیر مومنان علیهما السلام بارها فرمودند:

خداوند با چیزی پرستیده نشده که بهتر از عقل باشه

و عقل کامل نیست مگر...........

اللهم عجل لولیک الفرج

برای خوندن بقیه روایت به ادامه متن رجوع کنین.

خداوند گوینده این کلمات گهربار  رو شفیع روز قیامت ما قرار بده

آمین

یا حق


ادامه درد دل

+ نگاشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:46 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


باسمه تعالی

مطالبی که بنده در پست قبل عرض کردم ، تنها در جهت ذکر اهمیت فقیه در لسان ائمه اطهار علیهم السلام بود.

اما در این پست به بررسی روایات معتبری در همین باب می پردازم:

امیر مومنان علی علیه السلام نقل می کنند که « رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:پروردگارا جانشینان مرا رحمت کن. و این را سه بار تکرار نمودند.شخصی پرسید:یا رسول الله جانشینان شما کیستند؟حضرت فرمود:کسانی که بعد از من می آیند،حدیث و سنت مرا نقل می کنند و آن را پس از من به مردم می آموزند».

چند نکته در باب این حدیث:

اول این حدیث شامل کسانی که تنها به نقل حدیث می پردازند و به بررسی آن و صحت و سقم و تشخیص سره از ناسره نمی پردازند اختصاص ندارد به دو دلیل:

1- زیرا کسی که معنا و مفهوم حدیثی را نفهمد و تنها ظاهر روایتی را برای دیگران بخواند نشر علم نداده چرا که ممکن است روایت نا صحیحی را به منظر نظر مردم برساند و ره نسلهای متمادی بشر را به بیراهه ببرد همچنانکه برده اند از پیامبر اکرم نقل شده است که« چه بسا حاملان دانشی که به دانش محمول خود آگاه نباشند و چه بسا دربردارنده دانشی که آنرا به آگاهتر از خود رساند».پس آموزش و نشر اسلام و سنت رسول با نقل روایت متفاوت است.

2-از طرفی کسی که سیره و سنت رسول را نشر می دهد می بایست سنت و سیره رسول را بشناسد و آنرا از غیر سیره تشخیص دهد . علوم خاصش را بداند مطلق و مقید حدیثی ،عام و خاص و تخصیص و مخصص را بشناسد تا صحیح را از سقیم تشخیص دهد و بالاتر از آن می بایست به احکام اسلامی (در باب حدیث موضوعه) احاطه داشته باشد چرا که چه زمانی از روی متن خواندن شیمی و فیزیک موجبات نشر این علوم را فراهم می آورد که سیره نبوی که بسیار وسیعتر و گسترده تر است را فراهم آورد.

 


دوم در دلالت این حدیث بر ولایت داشتن فقیه شکی نیست ؛ چه ، ناشران اسلام که همان فقهایند (البته بحث لفظ ندارم ناشران اسلام را هر چه می خواهید بنامید اما امروز و در عصر غیبت یگانه مرجع شناخت احکام اسلام علومی است که فقیه آنرا می آموزد و در نهایت کوشش(اجتهاد) احکام را استخراج و جویده شده به مسلمانان تحویل می دهد) بر مبنای این حدیث خلیفه و جانشین پیامبرند ومعنای خلافت و جانشینی نه گوشه نشینی و کنج عزلت گزیدن که نشستن بر مصدری است که پیامبر بر آن تکیه زده بود(صبر کنید و تا آخر بخوانید)

اما نکته بسیار مهم این است که عقل سلیم میان مقام یک فرد نزد خدا ،عظمت شخصیت او ،توانایی او ، فرستاده بودن او و در یک کلام رسول اسلام بودن او و منصب حکومتی خداداد او تفاوت قائل است و جانشینی پیامبر اکرم نه جانشینی در پیامبری که جانشینی در رهبری جامعه است (حضرت علی علیه السلام می فرمایند مردم چاره ای جز داشتن رهبر و امیر ندارند چه نیکو کار باشد و راستگو و چه بد کار باشد و تباه کننده).

تعداد احدیث در این زمینه کم نیست و دلالت بعضی از آنها بسیار روشن تر از این حدیث سراسر نور است که به جهت به درازا نکشیده کلام و در صورت نیاز در پست های بعد عرض خواهم نمود.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 2:19 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


بهترین نوع حکومت چیست ؟

در پست گذشته عرض شد که حق حاکمیت از آن خداست و خداوند آن رو به برگزیدگان خود-امامان- اعطا کرده است.

نیازی به توضیح نیست که امامت مقامی بالاتر از پیامبری است که توسط خداوند به بندگان خاص خودش عطا می شه .برای مثال در قرآن آمده که حضرت ابراهیم پس از آنکه به پیامبری خداوند منصوب شد بعد از طی مراحلی به مقام امامت هم رسید .

اما در دوران ما که دوران غیبت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف هست و بنا به تقدیر الاهی دست بشر از کسب فیوضات اون بزرگوار به طور مستقیم کوتاهه ؛طبیعتا امام معصوم نمی تونه عهده دار برقراری حکومت در زمین و تلاش برای اجرای دین اسلام باشه.

با ذکر این مقدمه دو سوال مطرحه:

1.به لحاظ نقلی آیا ائمه برای دوران غیبت امام عصر بر روی زمین ترتیبی اندیشیده اند؟

2. به لحاظ عقلی حال که معصوم در دوران غیبت به سر می برد اصولا چه نوع حکومتی می بایست بر پا بشه و چه کسی با چه شرایطی می تواند عهده دار این حکومت باشد؟

ابتدا مبحث نقلی(نقل در اصطلاح به معنای سلسله مباحثی است که پیرامون معنا و مفهوم احادیث و رهنمودهای اونها می شود)

در مورد احادیث مربوط به دوران غیبت و معرفی حاکم صالح از زبان ائمه به احادیث بسیاری می توان اشاره کرد که بنده چند مورد رو عرض می کنم:

اول از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نقل شده که فرمود : «در رویدادهایی که واقع می شود (برای حل و فصل موضوع )به راویان احادیث ما رجوع کنید چرا که ایشان حجت من بر شما و من حجت خدا بر ایشانم»بحار ج 53 ص 181

روشن است که روایات و میزان صحت و سقم آنها مبحثی بسیار طولانی و طاقت فرساست که این علوم و علوم دیگر مقدمه فقه را تشکیل می دهند تا فقیه به استخراج احکام و دستورات الاهی از میان روایات و کتاب خدا بپردازد.البته این حدیث در ضمن خود به دو نکته اشاره دارد یکی اینکه رجوع به روایات ما (در صورت کسب مهارت علمی آن و تشخیص ) برای حل و فصل موضوعات پیشامد کار گشاست و دوم اینکه فقها حجت ولی عصر ارواحنا فداه بر مردمانند و با حضور ایشان دین استمرار می یابد.

دوم از امام حسن عسگری علیه السلام نقل شده که فرمود:«هر فقیهی که نگه دار نفس خویش و محافظ دین خود ، مخالف هوای نفس خویش و مطیع امر مولای خود باشد ، بر عموم مردم لازم است از او پیروی کنند و اینگونه نمی باشند مگر برخی از فقهای شیعه ، نه همه آنان.»الاحتجاج طبرسی ، ج 2 ،ص 283.

در این روایت شرایطی برای فقیه ذکر شده که طبیعی است بسادگی بدست عوام قابل اجرا نیست و به نظر در صدد بیان ایجاد حساسیت در مردم و مهم دانستن موضوع است. به هر حال آنچه از این حدیث بر می آید نیز ریشه در وجود ولایت در فقیه است که با شرایطی خاص شکل می گیرد.

سوم ازامام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود « ملوک حاکمان بر مردمند و علما حاکمان بر ملوک»

من فکر می کنم این حدیث زیر بنای فکری امام خمینی در تفکر ایشان در باب ولایت فقیه است و شباهت بسیاری به مدل حکومتی ایشان دراجرای دستورات ائمه است که ان شا الله در پست بعد و درمبحث عقلی بدان پرداخته می شود.

احادیث زیاد بود منتها به دلیل عدم تطویل در کلام حقیر همین ها رو خدمتتون عرض کردم

اما نتیجه؛

اونچه که در این احادیث مشخصه توجه ائمه به دوران غیبت بوده البته نکات دیگه ای هم مطرحه برای مثال امام صادق و امام باقر علیهما السلام در طول زندگی پربرکتشون مراجعانشون رو به سوی فقهای مورد پرورش خودشون سوق می دادند و امام حسن عسگری علیه السلام از پشت پرده با مردم سخن می گفت تا مردم برای غیبت آماده بشوندو حتی از پیامبر گرامی اسلام نقل شده که مردمانی هستند که از روی سیاهی بر سپیدی(اشاره به کاغذ و خط) ایمان می آورند و بر ایمان خود هم استوارند و اینها بخشی برای آمادگی ذهن مردم برای دوران غیبت و برخی برای تعیین تکلیف مردم در برخورد با مسایل و همچنین دریافت اسلام ناب محمدی از منشا صحیح و درستش بوده است

در پایان باید گفت که کسانی که اسلام رو مانند مسیحیت یا دیگر ادیان یه موضوع شخصی می دونند که نباید به هر دلیل به عرصه حکومت کشیده بشه یا اسلام رو خوب درک نکردند یا تعریف درستی از حکومت ندارند و به قول ملا صدرا «السیاسه عبد الدین»

منتظر پست بعد باشین

همین

یا حق

+ نگاشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:3 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


حق حاکمیت

چرا حکومت دینی بهترین نوع حکومت است ؟

چرا باید ولی فقیه عهده دار حکومت باشد؟

چرا دین می بایست دست به تشکیل حکومت بزند؟

و چرا ولی فقیه می تواند در شرایط خاص حکمی حکومتی صادر کند که برهمه همچون نماز واجب است؟

اینها مجموعه سوالاتی بود که در طی این دوهفته دوستان به صورت کامنت  و ای میل برای بنده  ارسال کرده بودند .برای پاسخ به این چند سوال دو مقدمه ده پانزده خطی لازمه تا به یک نتیجه ایده آل برسیم.

اما مقدمه اول:حق حاکمیت!

زمانی که در مورد بهترین نوع حکومت صحبت به میون میاد ؛اگر می خواهیم به نتیجه عقلانیی برسیم نباید بدون گذر از اینکه حق حاکمیت از طرف خداست یا اینکه حاکمیت عنصری زمینی است به سراغ پله های بعدی برویم.

درانگاره یکتا پرستی و در آموزه های مکتب تشیع خداوند به عنوان  خالق لحظه لحظه زندگی بشر  حق حاکمیت را داراست و پیامبران خاص الاهی و بعد از آن ائمه اطهار عهده دار این حاکمیتند.نحوه و چگونگی این حاکمیت دردستور العمل زندگی انسان که خداوند توسط پیامبران برای بشر فرستاده است(دین)آمده است.

بهترین نوع حکومت دغدغه چندین قرن تمامی متفکرین بوده است

در منظر کلام شیعی از آنجا که سیر تحولات همانگونه که هست پی گیری و روایت شده و از طرفی واقعیت های تاریخی دیگرگون به خورد جامعه داده نشده است؛عقل را یله و رها  در جهان اطراف خود به پرواز در می آورد و مرغ فکر را بر بام حقیقت می نشاند و دست آخر نتیجه می گیرد که به قول صدر المتالهین "سیاست غلام خانه زاد دین است"

البته در کلام اهل سنت و تا حدودی دیگر نحله های کلامی همچون پروتستانیزم ،راه برای جدایی دین از سیاست بسیار باز است؛چه ،در این مکاتب که در درون خود متناقضند دین می خواهد به صورت حداقلی جنبه فردی خود را حفظ کند،گوشه نشینی و عزلت را برگزیند و ازهمه مهمتر می خواهد اثبات کند که خداوندی که بشر را تا لحظه آخر زندگی خاتم پیامبران و کامل ترین انسان و فرستاده خدا (حال در کلام اهل سنت رسول گرامی اسلام و در کلام مسیحی حضرت عیسی)لحظه به لحظه به فکر بشر خود بوده است و دائما با پیامبر خود (یا با پسر خود)برای هدایت بندگانش در ارتباط است ناگاه بشر را رها کرده و او را به طوفان حوادث سپرده  است   و حتی یارای آن را نیافته تا لا اقل نحوه گزینش این فرد را از طریق فرستاده خود به بشر القا کند .این چنین فرقه های فکری چرا باید با فردی کردن دین و کنار گذاردن سیاست از دین مخالفت کنند ؛چه ،تا حدود زیادی اهداف آنان را برآورده می کند.

الا ای حال ؛حق حاکمیت دین تنها راهروی اجرای کامل دین و رسانیدن جوامع به سعادتی است که فرستنده دین در انتظار آن استو صد البته این مهم تا حدود بسیار زیادی به خواست و اراده مردم بستگی دارد که از حق حاکمیت خداوند به مشروعیت و از اراده مردم به مقبولیت یاد می شود.

فعلا همین

یا حق

 

+ نگاشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 11:47 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


تا فراموش نکردم سلام

نمی دونم چرا این روزها خیلی به یاد ایام آزاد سازی خرمشهر می افتم.

شاید بخاطر شباهت زیاد ماجراهای شکل گرفته و نگرفته این روزها با اون ایامه.

اون روزها توی خرمشهر فقط بوی باروت بود و گوشت سوخته ؛مغزهای متفکر جنگ در جبهه دشمن که از قضا یکیشون هم عراقی نبود حتی یک لحظه هم فکر نمی کردند ، پروژه هایی که در چندین و چند جنگ ،اونهم در نبرد با ارتشهای تا دندان مسلح در جنگ جهانی دوم و بعد از اون سربلند بیرون اومده بود ،حالا جلوی چهار تا پابرهنه و یه پیرمردجواب نده!

کجایید ای بلاجویان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی

اما وقتی خرمشهر آزاد شدو بهتر بگم خداوند برش گردوند؛دو تا "چیز"بود که یکیش خیلی خیلی منو متعجب ودیگری منومتاثر کرد.

اولی این بود که همه سردمدارای اون موقع دنیا ،انگار که یه مشت فلفل قورت داده باشند ،یه دفعه با هم شروع کردن به نطقهای سیاسی وخط و نشون کشیدن و  تحت فشار گذاشتن ایران و جالبتر اینکه یه مدت بعد همون ها با همون سرعت، شروع کردند به فرستادن سران کشورهای مثلا دوست به عنوان گسیل و نماینده و پیک !با این عنوان که جنگ بده ، جنگ "اخ" هست ،جنگ جیزه وبیایید تمومش کنیم والی آخر .

دومی هم جای خالی "ممد بود(شهید محمد جهان آرا) این احساس اونقدرروی من تاثیر گذاشت که نکته اول رو از یاد بردم.

این روزها توی خیابونای تهران توپ و تانک نیست ،اما دشمن هست (بد فکر نکنید تا آخر بخونید)؛دشمنی با چهره ای دیگرگون ولی با همان ذهنیت ها .

او هنوز هم خیال می کنه که پروژه ای که دربین مردم چند کشوربا عرض معذرت گرسنه و تازه از زیر گرده سوسیالیسم رها شده برگزار شده و به کمک چند ده میلیون دلار و چند موضع گیری رسمی و غیر رسمی غرب به نتایج دلخواه رسیده  ،می تونه در کشوری چون ایران با مردمی ریشه دار با عقایدی ضد فرهنگ غرب و با روحیه ای برگرفته از راه سیدالشهدا همان برنامه رو با کمی پیاز داغ بیشتر برگزار کنه.

این روزها در خیابان های تهران بوی باروت نمی اید اما بوی خیانت می آید ،بوی ساده لوحی و بوی کوفه....

و من دوباره دلم برای "ممد" تنگ شده

همین

یا حق

+ نگاشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:48 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


 

درجواب کامنت پست قبل و تحلیلی دیگر

دوست من

ندانسته نباید سخن گفت و آنهم با این اصرار

اول گفتی و گفتندرنگ سبز را صدا و سیما به ائمه نسبت داده است!در مورد رنگ سبز در روایات آمده که رنگ سبز نشان ائمه بوده و در مقابل رنگ سیاه که نشان بنی عباس بوده بکار می رفته است پس ندانسته ریشه را د رصدا و سیما ندانیم!

نمونه برجسته دموکراسی پیشنهادی بعضی از کاندیداها!!!!!

دوم گفتی و گفتندرییس جمهور دروغ گفت آنهم به اندازه جهان. دوست من،تو معنای یک جهان دروغ را میدانی؟ اگر می دانی لیست صد دروغ وی را بر من بازگو و بدان که من نود سیاسی را دیده ام و می دانم که این فیلم دیگرگون نشان دادن واقعیت است .ضمن اینکه اگر فرد سازنده فیلم مذکور خیر خواهی داشت قدری زودتر این را به مردم نمایان می نمود!!!

سوم گفتی و گفتند۱۷نقد وتحلیل از آقای موسوی عنوان شده مثل اینکه شما متوجه نشدید که برنامه ریزی کلان یک جامعه با نقد افراد و برنامه های دیگران متفاوت است و هنوز نخواندی که نوشتم برنامه های دقیقه نود خود را از روی متن برای ملت می خواند ! این نشانه چیست؟ آیا نشانه این نیست که این برنامه ها نوشته خود او نیست؟!

چهارم گفتی و گفتندنمی گویند در کوی دانشگاه شهید داده ایم اینکه به تو نمی گویند که در کوی دانشگاه دستگاه های جاسوسی یافته اند به همان دلیل است که نمی گویند کسی شهید! شده است.

مورخان معتقدند کوروش یکی از پیامبران خدا بوده است

پنجم گفتند شهادت حضرت زهرا رحلت است!من می دانم تفاوت رحلت و شهادت چیست اما گوشه ای از این تفاوت این است که بخاطر چند صد هزار رای دست خونین دو مغصوب آل علی را بشوییم و برایش سلام و صلوات نثار کنیم .آیا می دانی یکی از شرایط شیعه بودن اعلام برائت از دشمنان آل رسول است؟ اگر می دانی من و تو را چه شده بخاطر موجی زود گذر دست از زهرای اطهر می شوییم و ......بگذریم.

ششم آقای موسوی چندی پس از آمدنش و تا روز رای گیری و پس از آن خود را مسوول صیانت از آرای مردم می دانست! از تو می پرسم؛ چرا؟ چرا درحالی که مردم تهران هنوز رای های خود را به صندوق می انداختند، رسانه های خارجی و داخلی را جمع کرد و خود را رییس جمهور خواند؟این بلحاظ قانونی و حقوقی بدان معناست که بگوید من همه آرا شمرده ام و رییس جمهور من هستم!آیا اینگونه است یا فشار اعوان و انصار جدید ایشان موجبات چنین حرکتی را فراهم آورد؟

هفتم گفتی و گفتندتمام کائنات جلوی او قد علم کردند ! دوست من خودمان را گول نزنیم تمامی تحلیل های ژورنالیستی بی بی سی فارسی قبل و بعد از انتخابات وصدای آمریکا بعد از انتخابت و  تمام لشکر زر و زور و تزویر (همان که مردم در کوچه و خیابان به او لعنت می فرستند و همان که بخاطر خوردن و بردنش من طلبه را به حیف و میل بیت المال متهم می سازند) پشت سر او بودند حتی او در محضر ملت بر سر مجری مناظره فریاد گشید که سه برابر من به احمدی نژاد وقت بدهید ومن جلوی ملت ایران و حاج آقای کروبی می گویم سه برابر من به او وقت بدهید و  بعد از آن همین موضوع را جرزنی سیاسی دانست! تو خیال می کنی مردم ما نمی فهمند

تعریف مهندس موسوی از رمالی چیست؟!!!

هشتم گفتی از چه ناراحتی من بشخصه از کسی ناراحت نیستم و همه "چیز"را به خداواگذار نمده ام ، اما سرک کشیدن ها را میبینم مخصوصا چون یکی از امورات بنده در مورد خبر است خبرهایی به دستم میرسد که .......باز هم بگذریم.

نهم عجبا که تو نیز شانتاژ را خوب بلدی نامه من به یک روسپی چه ربطی به انتخابات ریاست جمهوری دارد شاید همان ارتباطی که آقای موسوی به لرستان و آذربایجان دارد!

راست می گفت افلاطون ایراد دموکراسی همین است سوار کردن مردم بر موجی از احساس
دوست من می دانی چگونه با رای تمام مردم آتن به سقراط شوکران نوشاندند؟

دوست من ،من و تو ایرانی هستیم ،من هیچ توهینی به تو نکردم و امید که توهینی نیز از جانب تو و دوستانت نبینم هرچند که به این وبلاگ هم رحم نکردند و دست به هک آن زدند.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:28 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |


وقتی آمد ، خوشحال شدم.

وقتی هم که خود را پیرو خط امام خواند به یاد گذشته افتادم

اما ....

وقتی رنگی مقدس را بازیچه دست دور و بریهای خود کرد  ، تاسف خوردم.

وقتی تا چند روز مانده به انتخابات هیچ برنامه ای ارائه نداد و همان برنامه  را هم از رو برای مردم خواند با خود گفتم مثل این که هنوز هم قائل به اداره هیاتی است.

وقتی شهادت بانوی دو عالم را رحلت خواند  ، اخم کردم.

وقتی در مناظره با یک تشر عنان از کف داد ،یقین کردم این آدم به درد ریاست جمهور ملت نمی خورد.

وقتی در حضور حاضر از غایب گفت ، مشاهده نمودم که چگونه همچون طبلی توخالی (به قول سایت آفتاب) حریف را ضربه فنی شده می بیند.

میر حسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری به رای مردم وقعی نگذاشت

وقتی هم نوا با بعضی از هر سه کلمه حرفش یک کلمه در مورد تقلب و صیانت از آرا بود،شک کردم.

وقتی کسانی را که پشت سر او پنهان شده بودند و  هر از گاهی سرک می کشیدند را  دیدم ،  به فکر فرو رفتم.

وقتی دست به دست همسرش در انظار راه می رفت و از کپی سیاه و سفید مدرک دکترای بدون کارشناسی ارشد همسرش غیرتی  می شد  ، بر این دو گانگی  تامل کردم.

وقتی به دروغ  هر آنچه آمار بود را دیگرگون به منظر نظر ملت نهاد !راستش تعجب کردم.

وقتی قبل از شمارش آرا و در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی خود را پیروز انتخابات!!! خواند،از نحلیل این عمل او ترسیدم.

وقتی بدون توجه به اینکه شمارندگان تمامی صندوقها مردمند و از بین کسبه و اهالی محل انتخاب می شوند و همینطور اینکه در پای هر صندوق رائی ناظری داشت  ،نتیجه را مخدوش خواند   ؛ حقیقتا متاثر شدم.

وقتی با دیدن چند هزار اوباش به خود غره شد و نه اخلاق که همه چیز را واگذار نمود  و به گذشته خود و انتخاب مردم پشت نمود ، دیدم که چگونه بر موجی سوارش نموده اند.

لیکن زمانی که به جای استفاده از حق قانونی اعتراض ، برای مراجع نامه نوشت و  از همه بدتر برای نظامی که سنگش را به سینه می زند خط و نشان کشید ؛ از بازی چرخ روزگار و تغییر و تحمیق افراد خنده ام گرفت.

همین

یا حق

+ نگاشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 8:7 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |