تا فراموشم نشده سلام
خوشبختانه یا متاسفانه به علت اینکه هنوز نتونستم شاخ این پایان نامه رو بشکنم و از طرفی داره از دیرم دیر تر میشه از ابتدای خرداد ماه مجبور شدم مقداری از دل مشغولی های خودم کم کنم و بپردازم به متن . پس تا حدود بیست ؛ بیست و پنج روز دیگه آپ نمی کنم . البته این رو برای اون دسته از دوستان نوشتم که از سر بیکاری هر از چندی اینجا تشریف میارن و گل از گل ما باز می کنن. پس تا بعد یا حق
+ نگاشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 2:45 بعد از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |
ای کتاب عشق من بسته نشو سخنی از حضرت سلام الله علیها در خطبه معروفش : من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم. اما مىدانم خوارید و در چنگال زبونى گرفتار. چه كنم كه دلم خونست؟ و بازداشتن زبان شكایت، از طاقت برون! و نیز مىگویم براى اتمام حجت بر شما مردم دون! بگیرید! این لقمه گلوگیر به شما ارزانى، و ننگ و حق شكنى و حقیقت پوشى بر شما جاودانى باد. اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بیازارد! آتشى كه هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد. آنچه مىكنید خدا مىبیند. و ستمكار به زودى داند كه در كجا نشیند. من پایان كار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مىترسانم. به انتظار بنشینید تا میوه درختى را كه كشتید بچینید و كیفر كارى را كه كردید ببینید 
+ نگاشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 9:59 قبل از ظهر حاصل قلم رنجه ی علی رضا |